|
|
انتهای بی نهایت
|
امشب من عجیب باز دیوانه شدم
باز هم یاد تـو افتادم و ویرانه شدم
پ.ن : حقیقت زندگی من یکبار اتفاق افتاده ...
30 اردیبهشت می خواستم بنویسم از خیلی از چیزهایی که به خیلی چیزها ربط داشت ! اما خلاصه شدند در سه کلمه ی بی ربط ! :
" کارت ملی ، باقالی و آخرین تعلق ! "
و یک جمله :
" امروز باز در نزدیکترین فاصله ی دور با هم بودنمان بودم .. "
Edit : 86.5.22
Special Thank for Comments > Hamid , Sara ,Bozorg , Jozeph , Shaghayegh , Mehri and . . .